پا به راه کوچ عشایر بختیاری

مطالبی  که میخوانید گزارش برنامه پیمایش مسیر کوچ ایل بختیاری از دشت شیمبار خوزستان به منطقه کوهرنگ در استان چهار محال و بختیاری است .

اعضای گروه :

غلامعلی خاکسار – محمود خضری – داریوش صیدالی – غلامرضا رادمنش و حمیدرضا وطن خواه .

سرپرست برنامه :

غلامرضا رادمنش

توجه : این گزارش با تمرکز بر معرفی راه کوچ و همچنین زمان بندی پیمایش مسیر نوشته شده است .

قطعا این گزارش به هیچ وجه نمی تواند نمایانگر بزرگی مردمان سخت کوش و با سخاوت این سرزمین باشد  .

روز اول :

عبور از مراتع سرسبز و دشت های پراز گل خوزستان ( دشت شیمبار و دشت چلو ) و ورود به تنگ تورک ، دره ای عمیق به عمق تاریخ ایل بختیاری و راهی سخت دشوار به سرسختی عشایر بختیاری . دره ای پوشیده از سنگهای تیز که همواره از سمت جنوب به شمال در حال ارتفاع گرفتن است .

 

دشت شیمبار - ابتدای برنامه

بعد از عبور از دشت شیمبار و حرکت به سمت دشت چلو و گذر از سر تنگ چلو به روستای زاووت  می رسیم . از کنار روستای زاووت گذر میکنیم اینک برای انتخاب راه دو گزینه پیش رو داریم :

آرامگاه های باستانی - قبل از تنگ تورک

اول مسیر جاده که به سمت کوه تاراز ، کوههای منطقه را دور می زند و دوم مسیر تنگ تورک که بصورت مستقیم ما را به سمت کوه تاراز هدایت می کند . راه دوم همان راه قدیمی کوچ است . بالطبع راه دوم انتخاب می شود .

ابتدای تنگ تورک

    باران بهاری از ساعات اولیه شروع برنامه همچون شب گذشته ، همچنان می بارد و زیبایی مسیر رادو چندان می کند .

گذر از تنگ تورک یک روز کامل از برنامه را به خود اختصاص می دهد . عبور از این تنگه بخوبی نمایانگر مشکلات و سختی هایی است که مردمان ساده و سخت کوش سرزمین بختیاری طی سالیان دراز با آن درگیر بوده اند .

گذر گاه تنگ تورک تنها دارای یک چشمه آب در میانه راه می باشد .

چشمه آب _ تنگ تورک

ساعت شش بعد از ظهر زیر یک شکاف (‌ اشکفت )‌محل مناسبی برای شب مانی پیدا می کنیم . ذخیره آب همراهمان کم است و تشنگی همراه اولین شب مانی مسیر ماست . 

 آماده سازی محل شب مانی - تنگ تورک

روز دوم :

خروج از تنگ تورک ، گذر از کوه تاراز و منطقه بازفت .

هنگام خروج از تنگ تورک اولین منظره ای که به چشم می خورد قامت کشیده و سترک کوه تاراز است که با دیواره هایی بلند سر به آسمان می ساید .

خروج از تنگ تورک

کوه تاراز با ارتفاعی بالای 3000 متر و با خط الراسی در جهت شرق به غرب که هر چه به سمت غرب  می رود از ارتفاع آن کاسته می شود .

رخ جنوبی کوه تاراز سراسر از دیواره های صخره ای تشکیل شده است ، به همین دلیل تصمیم می گیریم که همراه جاده از قسمت کم ارتفاع این کوه سترگ عبور کرده و وارد منطقه بازفت بالا شویم .

مسیر جاده پای کوه تاراز

 گردنه ای که با عبور ازآن چشم انداز دشت و رودخانه بازفت را یکجا پیش روی خود می بینیم .

همراه جاده به سمت پایین دست در شیبی ملایم ره می سپاریم تا اینکه به سمت رودخانه بازفت از مسیر جاده خارج می شویم در کل برنامه پیمایش مسیر کوچ ایل بختیاری 2 بار از راه جاده عبور می کنیم :

اول مسیر دشت شیمبار به دشت چلو به مدت 5/2 ساعت و دوم مسیر پای کوه تاراز تا پای رودخانه بازفت به مدت 3 ساعت .

با گذر از کوه تاراز و ورود به منطقه بازفت عملا استان خوزستان را پشت سر گذاشته و وارد استان چهار محال و بختیاری می شویم .

گذر از رودخانه بازفت

از بالای گردنه ی کوه تاراز که به سمت زرد کوه  نظر می اندازیم در بالادست منطقه بازفت کوه کمچه خدا را می بینیم . با گذر از رودخانه بازفت مسیر خود را بسمت کوه کمچه خدا ادامه می دهیم .

کوه کمچه خدا در میانه تصویر بصورت دیواره ای نمایان است

برای رسیدن به پای زرد کوه باید از زیر دماغه کوه کمچه خدا این کوه را دور زده و به دامنه های شمالی این کوه برسیم .

شکافی در کوه که بشکل یک ملاقه وارونه دیده می شود _ دلیل نامگذاری کوه کمچه خدا

درست در محل دور زدن از زیر دیواره پیشانی کوه به محلی به نام گاومیش ورسته ( گاومیش افتاده )می رسیم . جایی که برای عبور بسیار خطرناک به نظر می رسد . تاریکی هوا و ریزش باران نیز بر مشکلات این قسمت از راه اضافه شده اند .

بعد از گذشتن از گاومیش ورسته در کنار گله ی یکی از عشایر به نام آقای قاسمی ( زلکی ) محل شب مانی را انتخاب کرده تا صبح به آواز قطرات باران گوش می دهیم .

روز سوم :

عبور از کوه کمچه خدا و دره خم کشته و رسیدن پای زرد کوه .

روز سوم برنامه با تجربه یک صبح با طراوت آغاز شد .

همه جا تا سر حد امکان خیس و باران خورده و با طراوت است . یک صبح دل انگیز بهاری .

اینک در سرزمین چشمه ها ، آبشارها ، جویبارها و رودهای روان هستیم . هر طرف که نگاه بیاندازیم جویباری یا آبشاری به سمت پائین دره ها روان است . دل کندن از این منطقه زیبا و ادامه مسیر کاری بسیار دشوار است .

دامنه های شمالی کوه کمچه خدا

به هر صورت از پای کوه کمچه خدا مسیر خود را به سمت پائین دست دره ادامه می دهیم تا به منطقه خم کشته ( خن کشته یا خان کشته ) برسیم . با گذر از رودخانه ی باریکی که در کف دره ادامه مسیر می دهد راه خود را از میان دره روبرو به سمت تنگ کرسستو ( کلوس استون ) که دهانه ورودی زرد کوه به شمار می رود ادامه می دهیم .

مجموع زمان پیمایش مسیر در روز سوم چهار ساعت است . اینک با مشورت عشایر تصمیم به برقراری کمپ در دهانه تنگ کرسستو می کنیم و به انتظار هوای آفتابی می نشینیم .

یک استراحت نیم روزه بعد از 3 روز پیمایش مسیر در هوای بارانی خستگی را بطور کامل از بدنمان بدر خواهد کرد .

بعد از ظهر روز سوم وضع آب و هوا ی منطقه تغییر می کند و آسمان به تدریج خالی از ابر می گردد .

کم کم سر و کله ی گله ها و بنه ها پیدا می شود . تا شام گاه چهار گله خود را به پای تنگه می رسانند که فردا صبح زود راهی دامنه های زرد کوه شوند .

آقای قاسمی ( زلکی ) که شب قبل را میهمان او بودیم ، بعد از غروب آفتاب به بارگاه میرسد .

قرار بر این شد که صبح فردا کوله ها را بر روی یکی از قاطرهای ایشان ببندیم و خود سبکبار راهی صعود زرد کوه شویم .

 

روز چهارم :

عبور از خط الراس و دره های  با عظمت زرد کوه .

اینک روز پایانی برنامه فرا رسیده است . ساعت 30/5 صبح بیدار باش و 6 صبح آماده حرکتیم . صبحانه را میهمان آقای قاسمی ( زلکی ) هستیم . یک ساعت وقت صرف خوردن شیر برنج خوشمزه آقای قاسمی و بستن کوله ها بر روی قاطر می شود .بالاخره ساعت 7 صبح حرکت را شروع میکنیم .

صبح روز چهارم - خوردن شیر برنج خوشمزه

تنگ کرسستو ، دره ای کاملا سنگلاخ با تنگه ای باریک است با مسیری که  برای عبور دائما از میان رودخانه گذر میکند .

تنگ کرسستو - عبور از میان آب و سنگ و برف

بعد از حدود نیم ساعت به ابتدای مسیر برفی می رسیم و چیزی نمی گذرد که زرد کوه استوار را پیش روی خود می بینیم .

ابتدای مسیر برفی

اکنون مسیر نسبت به ابتدای تنگه بازتر می شود و بر روی برفها به پیش می رود. رفته رفته ارتفاع می گیریم . 5/3 ساعت بعد از شروع حرکت بالای کفت هستیم (‌کفت = کتف ، کفت پالون بندون ) ارتفاع 3200 متر .

مسیری که به سمت بالای زرد کوه ادامه می یابد

همه گله ها مشغول استراحت هستند و عشایر مشغول وارسی بارها و محکم کردن طنابها ( نام پالون بندون را به همین مناسبت برای این نقطه انتخاب کرده اند ) .

مسیری که به سمت بالای زرد کوه ادامه می یابد

از اینجا به خوبی تمامی خط الراس زرد کوه قابل مشاهده است همچنین دره هایی که بین خطوط موازی کوهها قرار دارند .

سر کفت پالون بندون

بعد از یک استراحت ربع ساعته به سمت دره سرازیر می شویم ( دره زردکوه ) . مسیر دارای شیب بسیار زیادی است و همه جا پوشیده از برف است ، حیوانها را به زور طناب پایین می کشند .حدود چهار ساعت در میان دره پیش می رویم .راهی که کاملا بر روی برفهای یخ زده و برفچالها پیش می رود .

یک رودخانه خروشان از زیر برفچالها در حال عبور است و گاه گاه سر از زیر برف بیرون می آورد .

ساعت 2 بعد از ظهر به ابتدای تنگه چنه ( تنگه ای  سراسر پوشیده از سنگهای شکسته و خرد شده و بدون هرگونه آب و علف، که به همین جهت نام چنه به معنی بی فایده  بر آن گذاشته شده ) می رسیم .

با ناباوری به بالای کوه روبرو نگاه می کنیم جایی که گله ها برای استراحت میانه راه مانده بودند . باور اینکه با این پاهای خسته دوباره باید از کف دره تا ارتفاع 2900 متری صعود کنیم بسیار سخت بود . کوله های ما سوار بر قاطر جلوتر رفته بودند و از نهار خبری نبود ، پس به راه خود ادامه دادیم .

بعد از گذر از دره زرد کوه و تنگه چنه به گردنه گله بادی می رسیم . جایی که به خاطر وزش همیشگی باد این نام را به خود گرفته است ( کفت گله بادی ).

ساعت 5 بعد از ظهر بالای کفت گله بادی هستیم از اینجا به بعد راه ما از آقای قاسمی ( زلکی ) جدا می شود ، کوله ها را از ایشان تحویل می گیریم و به همراه خانواده احمدی ( احمد سمالی از ایل بابادی ) راه دره پاتاش را در پیش می گیریم .

از ساعت 2 بعد از ظهر که کف دره زرد کوه را به سمت بالای کفت گله بادی ترک کرده ایم دیگر آب   نخورده ایم و تشنگی امانمان را بریده است .

ساعت 30/6 بعد از ظهر به محل برقراری بنه آقای احمدی در پایین دست دره پاتاش می رسیم . اینجا دره ای سرسبز با چشمه های فراوان است .

ما که اندکی دیر تر به وارگه ( بارگا

/ 19 نظر / 84 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مطرب

چاکر کا حمید و همنوردان استوارش.آقا واقعا خسته نباشین.دس خوش!ما که عکساتونو دیدیم کلی حال کردیم:بخودتون دیگه چقد خوش گذشته!!!!؟ [چشمک]

آنا فراهانی

دخترک نارنجی کوهها از روی بلندترین کوه پرواز کرد.. روحش شاد!

leila

عکسها بسار عالی و زیبا بودند . من هم آپم . انگار این دفعه شانس نیاوردم

آنا

سلام. در چه حالی مشولی؟

leila

ب گزارش برنامه پروا به روزم[لبخند]

نگین

سلام این روستا چقدر شبیه ماسوله ست در حالیکه ماسوله به دلیل موقعیت جغرافیایی اش انقدر مورد توجه و مشهور است

میلاد بابادی

salam man milad az tayefe babadi ahmad somali... vaghean dastmarizad omidvaram roozi manam tofighe gozashtan az dare bori va shimbaro taraz nasibam beshe

مهدی از اشترانکوه

یاد ایامی که در گلشن فقانی داشتیم در میان لاله و گل آشیانی داشتیم (سلام آقا مشمولی )چه خبر از دایی علی ما که اومدیم تو کویر گیر کردیم شما کجایین